|
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 18:44 توسط |
حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف: من آخرین خاندان پیامبر هستم و بوسیله من است که خداوند بلا را ازخاندان وشیعیانم دورمیسازد. بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۰ + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 17:26 توسط |
باز امشب ای ستاره ی تابان نيامدی باز ای سپيده ی شب هجران نيامدی شمعم شکفته بود که خندد بروی تو افسوس ای شکوفه ی خندان نيامدی زندانی تو بودم و مهتاب من، چرا باز امشب از دريچه ی زندان نيامدی با ما سر چه داشتی ای تيره شب که باز چون سرگذشت عشق به پايان نيامدی مگذار قند من که به يغما برد مگس طوطیّ من که در شکرستان نيامدی شعر من از زبان تو خوش صيد دل کند افسوس ای غزال غزلخوان نيامدی گفتم به خوان عشق شدم ميزبان ماه نامهربان من تو که مهمان نيامدی خوان شکر به خون جگر دست می دهد مهمان من چرا به سر خوان نيامدی ديوان حافظی تو و ديوانه ی تو من اما پری به ديدن ديوان نيامدی نشناختی فغان دل رهگذر که دوش ای ماه قصر بر لب ايوان نيامدی گيتی متاع چون منش آيد گران به دست اما تو هم به دست من ارزان نيامدی صبرم نديده ای که چه زورق شکسته يی است ای تخته ام سپرده به طوفان نيامدی عيش دل شکسته عزا می کنی چرا عيدم توئی که من به تو قربان نيامدی درطبع شهريار خزان شد بهار عشق زيرا تو خرمن گل و ريحان نيامدی شهریار + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 17:25 توسط محمد مهدی محب زاده بهابادی |
|